r_dakheli sp_dakheli
به‌روز شده در: ۰۳ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۵:۰۸
l_dakheli
کد خبر: 125733
2017 January 24 - ۱۳:۳۱ - ۰۵ بهمن ۱۳۹۵ تاریخ انتشار:
سید مختار موسوی
یادداشت زیر به قلم سید مختار موسوی در پاسخ به مقاله شجاعپوریان سردبیر روزنامه همدلی با عنوان اصلاحات پساهاشمی است که عینا منتشر میشود.

بسمه تعالی

 (دیکته نویسی  دکتر شجاعپوریان از روی نوشته های پُر از غلط محسن کدیور)

آقای دکترولی الله شجاعپوریان نماینده شورای شهر تهران وسردبیر روزنامه همدلی ، درقسمتی ازمقاله ای که تحت عنوان (اصلاحات در پسا هاشمی )  به قلم خودشان در روزنامه همدلی منتشر کرده  وبنده این مقاله را در وبسایت شخصی[1] ایشان  مطالعه نموده ام نوشته است :

«« گفتمان اصلاحات به عنوان یک گفتمان پویا و بسیط، به پیگیری و پیشبرد اهداف اصلاح‌طلبانه به‌ویژه حاکمیت قانون، پرهیز از انحصار و تک‌روی در عرصه سیاست، رفع فساد و تبعیض در جامعه، آزادی بیان، اندیشه و مطبوعات، ارائه قرائتی رحمانی و صلح‌طلبانه از اسلام، ترویج تسامح و تساهل در مسائل سیاسی و اجتماعی و انطباق و سازگاری میان آموزه‌های دینی با قوانین حقوق بشری و مشی دموکراتیک و… به پیشروهایی نیاز دارد که دغدغه حامیان اصلاحات را درک کنند و با منطق، عقلانیت و بدون افراط و تفریط راه هاشمی را ادامه دهند.»»

ضمن اینکه تمام مطالب این مقاله از نظر نگارنده قابل نقد ودارای ایرادهای بنیادی و اساسی است که مجال پرداختن به همه آنها فعلا فراهم نیست ؛ لیکن از آنجایی:  جناب دکتر شجاعپوریان (ارائه قرائتی رحمانی و صلح‌طلبانه از اسلام، وترویج تسامح و تساهل در مسائل سیاسی و اجتماعی و انطباق و سازگاری میان آموزه‌های دینی با قوانین حقوق بشری و مشی دموکراتیک و ) را از شاه بیت گفتمان اصلاح طلبی معرفی نموده است ؛ و از زمان ورود واژه اصلاح طلبی به قاموس سیاسی ونحله های سیاسی  ، سابقه نداشته که علیرغم درخواست ها وفراخوانهای متعدد مردمی ، احدی از اصلاح طلبان ایرانی ، اینگونه بصورت نیمه عریان تفکر وگفتمان اصلاح طلبی را تعریف نمایند ، وبه نظر این حقیراینگونه اقدامات در راستای تحریف اسلام وماهیت انقلاب اسلامی وهدایت انقلاب اسلامی وجمهوری اسلامی ایران به سمت وسوی لیبرالیسم وسکولارسم واومانیسم است ، تصمیم گرفته شد که دراین یادداشت در حد بضاعت قلیل نگارنده نکاتی در رد وابطال شعاراسلام رحمانی و اسلام صلح طالبانه محض که ترجمان اسلام آمریکایی ، اسلام لیبرالی واسلام سکولاری است به استحضار علاقمندان رسانده شود .

بنظر می رسد برای تصحیح این دیکته که رونویسی از نوشته ها وسخنان پر از غلط دیگر مدعیان روشنفکری اصلاح طلب است ،  ودر ابطال قرائت رحمانی وصلح طلبانه مورد نظر دکتر شجاعپوریان ودیگر همفکران او از اسلام ناب محمدی ، ومیزان ومعیاری که ثابت می کند نگارنده چقد از ازماهیت وباطن وجوهره انقلاب اسلامی که همان اسلام ناب محمدی (ص) یا اسلام سیاسی است ، دور وبا آرمانها واصول ومبانی آن بیگانه هستند ، سخنان نورانی ومستدل ومستند مقام عظمای ولایت حضرت امام خامنه ای ( مدظله العالی ) کفایت کند .

(رهبر حکیم وفرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای ( مدظله العالی )  درديدار با دانشجويان در ماه  رمضانی1394 )درباره اسلام رحمانی فرموده اند :

« گاهي يك شعارهايي داده مي‌شود كه باطناً اسلامي نيست از جمله آنها اسلام رحماني است . كلمه‌ قشنگي است اما يعني چه؟ انسان مشاهده مي‌كند و خوب احساس مي‌كند كه اين اسلام رحماني يك كليد‌واژه‌اي است براي معارف نشئت‌ گرفته‌ از ليبراليسم، يعني آن چيزي كه در غرب به آن ليبراليسم گفته مي‌شود . اگر اسلام رحماني اشاره‌ به اين است، اين، نه اسلام است ، نه رحماني است . تفكر ليبراليستي از زير‌بناي فكري اومانيستي كه نفي معنويت و خدا و مانند اينها است سرچشمه مي‌گيرد . چون خدايي نيست، پس سليقه‌اي است؛ چيزهاي بشري اين‌ جوري است. تفكر وقتي خدايي نشد، سليقه‌اي است و آن‌ وقت ارزش‌ها بر‌اساس منافع گروه‌هاي قدرتمند تعريف خواهد شد.»

اسلامی که امام خمینی (ره) وجانشین خلفش حضرت امام خامنه ای ودیگر دانشمندان اسلامی وانقلابی مثل علامه جوادی آملی وعلامه مصباح وشهید مطهری و.... به ما معرفی نموده اند یک اسلام جام ومانع است که جوابگوی تمامی نیازمندیهای بشر از قبل از تولد تا جهان پس از مرگ است .

در مدرسه انقلاب اسلامی وزیر منبر امام امت و علملمی ولایت مدار آموخته ایم که«اسلام و حکومت اسلامی پدیده‌ی الهی است که با فطرت خداجویی وعدالت خواهی وحق طلبی وکمال جویی انسان سازگاری داشته و بلا شک  ، سعادت انسان را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‌کند . واین اسلامی که از بدو ظهور تمام عالمیان را مخاطب خود قرارداده واز سوی خدای سبحان بعنوان کاملترین وبرحق ترین دینی که مورد پسند وانتخاب خداوند عالمیان است معرفی شده ، دارای مکتبی است که برخلاف مکتب‌های غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد، فروگذار ننموده است .و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آن کوشیده است . 

اما در دیدگاه جمع‌گرایانه و حداکثر دینی، احکام و مبانی عملی اسلام دارای دو بعد فردی و اجتماعی بوده و برای همه‌ی‌ نیازهای انسان اعم از مادی و معنوی متناسب با مقتضیات زمان دارای برنامه است .که این همان اسلام اصیل واسلام سیاسی مورد نظر ماست .

 از قدیم الایام تا کنون در حوزه‌ فلسفه و معرفت‌شناختی و فهم دینی دو دیدگاه به‌طور عمده مطرح بوده است . عده‌ای دیدگاه فردگرایانه به دین داشته و رسالت و تکالیف دینی را در محدوده‌ی احکام فردی و عبادی می‌دانند و بر این باورند که کلیه‌ احکام و مبانی عملی دین جنبه‌ فردیت و منافع و مضار فردی و شخصی دارد، واین همان دیدگاهی است که به سکولار نزدیک است مدافعان این تفکر ودیدگاه امثال محسن کدیور و عبدالکریم سروش واکبر گنجی وحالا هم دکتر شجاعپوریان هستند که می خواهند نظام حقوق بشر اسلامی را آنقدر چکش کاری کنند تا عبه شکل حقوق بشر اروپایی وآمریکایی دربیاید که بر مبانی اومانیستی وبدون رنگ وبوی توحیدی استوار است  . وتلاش برای ارائه قرائتی رحمانی وصلح طلبانه از اسلام در همین راستا وبات همین اهداف انجام می شود .

پدیدة شوم ضد اسلامیِ رحمانی خواندن اسلام، با هدف تحریف اسلام ناب وبه انحراف کشاندن انقلاب اسلامی ایران انجام می شود ، و بدون تردید تلاش برای ارائه قرائت های جدید از اسلام وصرفاٌ اسلام را صلح طلب محض وتوسری خورد معرفی کردن وتحریف اصول ومبانی محکم اسلام که در حقیقت تحریف وتغییر ناپذیر هستند ، از جمله اعمالی است که دراستای تحقق بخشیدن به اهداف وآرزوهای دیرینه دشمنان اسلام که به تعبیر امام خمینی (ره) قصد مسخ اسلام را دارند وبه تعبیر امام خامنه ای فصد لیبرالیزه وسکولاریزه کردن اسلام ناب محمدی را دارند انجام می شود که زهی خیال باطل است .

 امام خمینی (ره) درتاریخ۱۳۵۷/۱۱/۱۴در مدرسۀ علوی تهران در جمع روحانیون سخنان بسیارمهمی در باره نقش روحانیت وعلما در جلوگیری ازتحریف اسلام وانگیزه وچرایی وچیستی تحریف اسلام و دردفاع از اسلام سیاسی ( اسلام ناب محمدی ) بیان فرموده اند. که بنظر می رسد سزاوار است ، این نقد که پاسخ به دفاعیات متوهمانه منادیان اسلام رحمانی است ،  با سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی داده شود :

تحریف اسلام از دیدگاه امام خمینی (ره) :

من از آقایان علما و افاضل باید تشکر کنم. پیروزی ملت مرهون اقدامات علما ـ اولاً ـ و سایر طبقات ـ ثانیاً ـ بوده است. شما علما همان طوری که وظیفۀ شرعی‌تان هست که امام امت باشید، پیشقدم باشید در مسائل امت، دفع کنید مفاسد را از ملتها، بحمداللّه‌ قیام به امر فرمودید. و من از قِبَل ملت شریف ایران از شما تشکر می‌کنم. خداوند ان‌شاءاللّه‌ روحانیت را که ذخیرۀ ملت است، پشتوانۀ ملت است، حفظ کند و قوّت به او بدهد. دشمنهای اسلام و شما، هم اسلام را بد معرفی کرده‌اند و هم شما را. دشمنهای بشریت ادیان را مطلقاً می‌گویند که برای این است که افیون باشد برای مردم، برای ملتها! اینها چون دیده‌اند آن چیزی که در مقابلشان می‌ایستد دیانت است، و آن جمعیتی که در مقابلشان می‌ایستد جمعیت روحانی است، از این جهت با این دو نیرو به مخالفت برخاستند و از زمانهای بسیار سابق این دو نیرو را کوبیده‌اند. نیروی اسلام را که بزرگترین نیروست کوبیدند، از جهت اینکه کوشش کردند تا اسلام را بد معرفی کنند. کوشش کردند تا اینکه اسلام را بگویند اگر چیزی هم باشد، یک دعا و یک وِرْدی است! یک آدابی است بین بشر و خدا. آنطوری که در مسیحیت هست. مسیحیت هم ـ این مسیحیت منسوخ ـ این جور است، مسیحیتی که نسخ شده است. مسیحیت حضرت عیسی نمی‌تواند اینطور باشد. اینها با اسلام و با سایر ادیان مخالفت کردند و ادیان را افیون بشر حساب کردند. یعنی گفته‌اند که ادیان یک چیزی است که ثروتمندها و قلدرها درست کرده‌اند که مردم را ساکت کنند، توده‌ها را ساکت کنند به وعده دادن. و این تبلیغات تا آنجا رسیده است که بعد به صورت دیگر به ما هم تزریق کرده‌اند.

تز استعماری «جدایی دین از سیاست»

مسئلۀ جدا بودن دین از سیاست، مسئله‌ای که با کمال تزویر و خدعه طرح کردند، حتی بر ما هم مشتبه کردند! حتی کلمۀ «آخوند سیاسی» یک کلمۀ فحش است در محیط ما! فلان آخوندِ سیاسی است! در صورتی که آقایان خواندند در دعاهای معتبرساسَةُ‌الْعِباد[[2]]مع ذلک از بس تزریق شده است، از بس اشتباه‌کاری شده است، ما خودمان هم باورمان آمده است که دین از سیاست جداست. آخوند در محراب برود، و شاه هم مشغول دزدی‌اش باشد! هرکس اسلام را مطالعه کرده باشد، قرآن کریم را مطالعه کرده باشد، کافی است که بفهمد اسلام و قرآن کریم تربیت می‌کند یک جامعه را در همۀ[شئون].

تفاوت احکام اسلام با قوانین بشری

فرق مابین اسلام و سایر قوانینی که در دنیا هست ـ قوانین الهی را نمی‌‌گویم، آنها الآن منسوخ است، آنها هم همان طور بوده که اسلام بوده ـ فرق مابین اسلام و آن چیزهایی که از جانب خدا برای تربیت بشر آمده است با آن چیزهایی که به دست بشر درست شده است، یک فرق اساسی این است که آنچه بشر درست کرده است یک جنبۀ ضعیف را ملاحظه کرده است؛ مثلاً قوانینی وضع کرده‌اند از برای اینکه حفظ نظم بکنند، حفظ انتظامات بکنند. قوانینی وضع کرده‌اند که مال همین معاشرت دنیاست و کیفیت سیاست دنیوی. ابعاد دیگری که بشر دارد هیچ مورد توجه قواعدی یا قوانینی که بشر درست کرده است، هیچ متوجه او نیست. شما وقتی اسلام را ملاحظه می‌کنید، به حسب ابعاد انسانیت[می‌بینید]طرح دارد، قانون دارد. از قبل از اینکه انسان به این دنیا بیاید، قبل از اینکه پدر و مادر انسان ازدواج کند، طرح دارد برای اینکه این بذر را خوب تربیت کند. طرح دارد اسلام: زن را چه جور انتخاب کنید، شوهر را چه جور انتخاب کنید، در وقتی که ازدواج می‌کنید چه وضع باشد، با چه آداب باشد، در وقت لِقاح چه آداب باشد، در وقت حمل چه آداب باشد. مثل زارعی که یک تخم زراعت را می‌کارد و مواظبت می‌کند که زمین خوب باشد، آبِ سالم باشد، به موقع برسد، سایر تربیت‌ها تربیتهای نباتی باشد که درست تربیت بشود، اسلام[هم]برای تربیت انسان از قبلِ ازدواج پدر و مادر شروع کرده است. زمین را یک زمین سالم مُطَهَّر می‌‌خواهد باشد؛ زوج را یک زوج سالم صحیحِ انسانْ صفت انتخاب بکند؛ بعد هم آداب دیگر تا وقتی که متولد می‌شود؛ و آداب رضاع[[3]]و آداب حمل و رضاع و تربیت در دامن مادر و تربیت در پیش پدر و تربیت‌های بعدی که دنبال این می‌آید. هیچ یک از قوانین بشر تکفل این امر را ندارد؛ این امر مختص‌به قوانین انبیاست. ابعاد دیگری که بشر دارد، و اصلاً قواعد دیگر دنبالش نبوده است، آن قواعدی است که برای تهذیب نفس است برای اینکه انسان یک موجود انسانی ـ الهی بشود. قرآن کتاب انسان‌سازی است، مکتب اسلام مکتبِ انسان‌سازی است، انسان به همۀ ابعاد. نه فقط یک انسان مادی می‌خواهد درست بکند، یک انسان الهی می‌خواهد درست بکند؛ همۀ ابعاد انسان مورد نظرش هست. در این امور اصلاً سایر قواعد و قوانین که در دنیای ما هست آنطور مسائل طرح نیست. هرکس هر جور می‌خواهد تربیت بشود؛ توی بازار نرود عربده بکشد ـ این را جلویش را می‌گیرند ـ توی منزلش هر غلطی می‌خواهد بکند! خلوت را کار ندارد که در خلوت چه کرد. به شما چه! اسلام خلوت و جَلْوَت ندارد. خودت تنها باشی تحت مراقبت هستی، یک نفر همراهت باشد باز همین طور تا آخر.

بُعد سیاسی و اجتماعی اسلام :

یکی از ابعاد انسانْ بُعدی است که در این دنیای مادی می‌‌خواهد معاشرت بکند، در این دنیای مادی می‌خواهد تأسیس دولت بکند، در این دنیای مادی می‌خواهد تأسیسِ مثلاً سایر چیزهایی که مربوط به مادیتش هست بکند. اسلام این را هم دارد. آنقدر آیه و روایت که در سیاست وارد شده است، در عبادات وارد نشده است. شما پنجاه و چند کتاب فقه را ملاحظه می‌کنید، هفت ـ هشت تا کتابی است که مربوط به عبادات است، باقی‌اش مربوط به سیاسات و اجتماعیات و معاشرات و اینطور چیزهاست. ما همۀ آنها را گذاشتیم کنار و یک بُعد را، یک بعد ضعیفش را گرفتیم. اسلام را همچو بد معرفی کرده‌اند به ما که ما هم باورمان آمده است که اسلام[را]به سیاست چه! سیاست مال قیصر و محراب مال آخوند! ـ محراب هم نمی‌گذارند برای ما باشد ـ اسلام دین سیاست است؛ حکومت دارد. شما بخشنامۀ حضرت امیر و کتاب حضرت امیر به مالک اشتر[[4]]را بخوانید ببینید چیست. دستورهای پیغمبر و دستورهای امام ـ علیه السلام ـ در جنگ‌ها و در سیاسات ببینید چه دارد. این ذخایر را ما داریم، عُرضۀ استفاده‌اش را نداریم. ذخیره موجود است، همه چیز داریم، عُرضۀ استفاده نداریم. مثل اینکه ایران همه چیز دارد اما می‌دهند او را به غیر. ما کتاب و سنتمان غنی است، همه چیز در آن هست لکن بد معرفی کردند به ما؛ یعنی کارشناس‌ها[5] »»

یکی از واژه‌های وارداتی که چند سالی است به عنف وعلیرغم  نامتجانس بودن وارد فرهنگِ سیاسی جمهوری اسلامی ایران شده «اسلام رحمانی» است. این اصطلاح بیانگر قرائتی از اسلام است که مطابق دیدگاه‌های لیبرالیستی یا متناسب با امیال و اهداف امپریالیستی و استکباری با رویکرد سکولاریسمی تنظیم شده باشد.

درحقیقت ، اسلام رحمانی، همان اسلام آمریکایی یا اسلام کاپیتالیستی و سرمایه‌سالاری است که محرومان و پابرهنگان در آن محلی از اِعراب ندارند و به‌عوضِ مبارزه با فقر، با فقرا بی‌مهری می‌کنند، لذا پیدایش جریانی انحرافی از اسلام به نام اسلام  آمریکایی موضوعی بود که در پیام‌های اواخر عمر امام خمینی با حساسیت فراوان مورد تبیین و بازگویی و هشدار قرارگرفته‌است.

 حضرت امام (ره) در پیامی می‏‌فرماید : «  آری مذهبی که وسیله شود تا سرمایه‌‏های مادی و معنوی کشورهای اسلامی و غیراسلامی در اختیار ابرقدرت‌ها و قدرت‌ها قرار گیرد و بر سر مردم فریاد کشد که دین از سیاست جدا است، مخدر جامعه است. ولی این دیگر مذهب واقعی نیست، بلکه مذهبی است که مردم ما آن را «مذهب آمریکایی» می‏‌نامند [6]

اسلام رحمانی که امثال محسن کدیور که از اصلاح طلبان وفتنه گران فراری است ، نظریه پرداز آن شده ومحمد خاتمی را از پیش قراولان آن معرفی می کند ، اسلام منهای جهاد است . اسلام منهای امر به معروف ونهی از منکر است . اسلام منهای تولی وتبری است . اسلام منهای ظلم ستیزی ومظلوم ومحروم نوازی است . اسلام منهای ولایت فقیه است . اسلامی است که هرگز منافع استکباری مستکبرین و منافع وصهیونیستی صهینیسم جهانی را به خطر نمی اندازد و بلکه با سکوت وهمان تسامح وتساهلی که به تعبیر دکتر شجاعپوریان گفتمان اصلاح طلبی به دنبال تر.ویج آن است از کنار ظلم وجنایات استکبار وصهیونیسم جهانی  می گذرد وچه بسا که گاهی هم در خدمت آنها قرار بگیرد .

البته بعضی از کوته فکران مدعی روشنفکری غربگرا ، پس از پیدایش تکفیری ها که دست پرورده آمپریالسیم وصهیونیسم جهانی با دلارهای وهابی است ومشاهده جنایات آنان در عراق وسوریه ، واینکه این جنایتکاران بنا به دستور اربابها وپدرخوانده های خود ، به منظور بد نام کردن اسلام ومسلمین ، جنایات خودرا با پرچم به  ظاهر اسلامی وبا شعار( لااله الا الله ومحمد رسول الله ) به نمایش می گذارند ، چنین تصور می کنند ؛ که برای نشان دادن چهره رحمانی ورأفت وشفقت از اسلام واعلام بیزاری از جنایات تکفیریها ؛ قرائتی نوع بنام اسلام رحمانی واسلام صلح طالبانه به جهانیان نشان دهند . از این رو جاهلانه بر طبل شعار رحمانی می کوبند .

تکفیریها برای بدنام کردن اسلام ناب ومقابله با احکام جهاد وامر به معروف ونهی از منکر وتولی وتبری و حذف ولایت فقیه از اسلام ناب واسلام سیاسی شیعه ساخته شده است ، و ارائه قرائت جدید از اسلام وتراشیدن اسلام منهای جهاد وامر به معروف ونهی از منکر وتولی وتبری وسرانجام اسلام منهای ولایت فقیه اسلامی که خیلی راحت با اندیشه تسامح وتساهل کنار بیاید و وبا ظلم ظالمان سازگاری داشته باشد ، هدف نهایی بوده که در ساختن داعش دنیال می شده است . وحالا منادیان ومدافعان اسلام رحمانی ، با رویه ای که در پیش گرفته اند ، می خواهند با ارائه قرائت رحمانی واصلاح طلبانه از اسلام ، سازندگان داعش را به آرزوهای خود  برسانند  .

در حقیقت اقدام امثال آقای شجاعپوریان که هرازچند گاهی از فرصتی استفاده می کنند ، ونیت های قلبی وآرزوهای خودرا اینگونه بر زبان می آورند ، ضمن اینکه از مصادیق اتم  تحریف اسلام وانقلاب اسلامی است ؛ در حقیقت نوعی بدعت ونوآوری مضره است که جز ضرروتباهی چیزی برای جامعه اسلامی ما نخواهد داشت است .

  علمای اسلامی درتعریف بدعت فرموده اند : (بدعت حکمی است که به دین افزوده و یا از آن کاسته شود، بدون اینکه مستندی از کتاب یا سنّت داشته باشد. خداوند متعال دین خود را کامل و بی‌هیچ گونه کاستی به آدمیان هدیّه فرموده است و جایی برای افزودن یا کاستن در آن نگذاشته است و اعلام فرموده که دین خالص تنها از آنِ خداست و تنها همان را می‌پذیرد. با این همه، همواره کسانی بوده‌اند که آگاهانه یا ناآگاهانه آنچه را در دین نبوده است، به آن نسبت داده‌اند و در دین بدعت گذاشته‌اند.[7])

آری‌، بنی‌ امیه‌ در واقع‌ یزید را برای‌ از بین‌ بردن‌ دین‌ اسلام‌ و محو قرآن‌ برای‌خلافت‌ و حکومت‌ برگزیده‌ بودند. اما حضرت‌ سیدالشهدا(ع) ، چنان‌ در برابر این‌دسیسه‌ها و بدعت‌های‌ بنی‌ امیه‌ منفعل‌ و بی‌ تاب‌ شده‌ بود که‌ دیگر تاب‌ قرار و سکوت‌ رانداشت‌ زیرا رسول‌ خدا(ص) فرمود:«اءذا رأیتم‌ أهل‌ الریب‌ و البدع‌ من‌ بعدی‌ فاظهروا البرائه‌منهم‌ واکثروا من‌ سبّهم‌ والقول‌ فیهم‌ و الوقیعه‌ و با هتوهم‌ کیلا یطمعوا فی‌ الفساد فی‌اءلاسلام‌ و یحذّر هم‌ النّاس‌ و لایتعلمون‌ من‌ بدعهم‌ یکتب‌ الله لکم‌ بذلک‌ الحسنات‌ و یرفع‌لکم‌ به‌ الدرجات‌ فی‌ الآخره‌[8]

هرگاه‌ پس‌ از من‌ با گمراهان‌ و بدعت‌ گزاران‌ در دین‌ برخورد نمودید با صراحت‌ وآشکارا با آنان‌ مخالفت‌ کنید و از آنها برائت‌ بجویید و به‌ آنان‌ بدگویی‌ گویید و آنان‌ رابی‌ارزش‌ کنید و هر چه‌ زشتی‌ است‌ به‌ آنان‌ نسبت‌ دهید، تا میان‌ مردم‌ بی‌ ارزش‌ شوند ونتوانند در دین‌ اسلام‌ فساد ایجاد کنند و از آنان‌ دوری‌ و کناره‌گیری‌ کنند، بدعت‌هایشان‌ رانیاموزند که‌ خداوند برای‌ هر کلمه‌ای‌ که‌ بر آنان‌ گویید، حسناتی‌ را ثبت‌ خواهد نمود و برای‌آن‌، درجاتی‌ را به‌ شما خواهد افزود[9].

***در خاتمه جهت کسب اطلاعات بیشتر از مقوله اسلام رحمانی واهداف ونیّات مدعیان ومدافعان آن  ، مخصوصا برای استفاده جوانان علاقمند بدواً کتاب «« اسلام رحمانی ، مبانی ومؤلفه ها »» نوشته استاد حجت الاسلام حسن علی پور وحید معرفی می شود ، وسپس مصاحبه ای که خبرگزاری مهر با این نویسنده انقلابی در خصوص کتابش انجام داده ودراین مصاحبه به اجمال کتاب  «« اسلام رحمانی ، مبانی ومؤلفه ها »» معرفی شده است  عیناً در اینجا تقدیم میگردد واز عزیزان التماس دعا دارم .

حجت الاسلام علی پور در پاتوق کتاب مرکزی دفتر نشر معارف در قم گفت: «اسلام رحمانی» اصطلاحی نوظهور است که از یک دهه­ پیش وارد ادبیات نواندیشی دینی و سیاسی ایران شده است. اسلام رحمانی قرائتی همسو با مدرنیسم و در تقابل با اسلام سیاسی و سنتی است که خشونت ­زدایی، شریعت ­گریزی، معنویت ­محوری، تساهل ­مداری، گزینش­ گری، تقلیل­ گرایی و درونی سازی را در اسلام پی می­گیرد . آنچه دراسطار بعدی می خوانید عین گزارش خبرگزاری مهراست که مصاحبه انجام شده با استاد علی پور وحید را در سایت[10] خودمنعکس کرده است .

 ((اسلام رحمانی سرپوشی برای پذیرش لیبرالیسم و سرمایه داری است

 «اسلام رحمانی» اصطلاحی نوظهور است که از یک دهه­ پیش وارد ادبیات نواندیشی دینی و سیاسی ایران شده است. اسلام رحمانی قرائتی همسو با مدرنیسم و در تقابل با اسلام سیاسی و سنتی است که خشونت ­زدایی، شریعت ­گریزی، معنویت ­محوری، تساهل ­مداری، گزینش­ گری، تقلیل­ گرایی و درونی­ سازی را در اسلام پی می­گیرد.­گیرد.

سردمداران پروژه اسلام رحمانی در ایران

وی در ادامه گفت: مهندس مهدی بازرگان در دهه­ ۴۰ و ۵۰ شمسی، علی گلزاده غفوری در دهه­ ۶۰، عبدالکریم سروش در دهه­ ۷۰، مصطفی ملکیان در دهه­ ۸۰ و محسن کدیور در دهه­ ۹۰ متفکران شاخص اسلام رحمانی در ایران هستند. شخصیت­های یادشده، همگی در طیف روشنفکران دینی و عرفی گرای ایران می­گنجند. این ویژگی، حکایت از راهبری و جلوداریِ نواندیشان عرفی گرا در این جنبش فکری دارد.

ادعای اسلام رحمانی

این نویسنده درباره ادعای اصلی اسلام رحمانی گفت: نظریه اسلام رحمانی مدعی است که اصل اسلام و چهره­ی وحیانیِ آن سراسر رحمت است و جز لطافت و محبت ندارد. برداشت کنونی و رسمیِ اسلام سنتی، انحراف از نسخه­­ اولیه است و به تدریج به خشونت و قساوت و شقاوت استحاله شده و هرگونه مظاهر خشونت اعم از حدود الهی، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و حجاب و دیات و قصاص و مانند آن نماد خشونت هستند و از احکام عصری و زمان­مند هستند که در روزگار ما اعتباری ندارند و با جدیدترین دستاوردهای عقل بشری ناسازگارند، همانند ناسازگاری با بیانیه­ جهانی حقوق بشر.

ماهیت روشنفکری و لیبرالِ اسلام رحمانی

پژوهشگر فلسفه و کلام جدید گفت: نظریه ­پردازان رحمانی می ­کوشند بر دو مفهوم رحمت و خشونت زدایی متمرکز شوند و این دو مقوله را برجسته سازند و به عنوان روح اسلام رحمانی و موتور محرک آن، شاخص نمایند. اما طرح رحمت و خشونت ­زدایی، سرپوشی موجه و مقبول است برای مفاهیم مادر و اساسی که همان لیبرالیسم و اومانیسم و سکولاریسم و پلورالیسم و سرمایه داری و دیگر مؤلفه­های مدرنیته است.

نویسنده کتاب «مکتب در فرآیند نواندیشی» در ادامه گفت: اسلام روشنفکری یا رحمانی یا پروتستانیسم اسلامی، پتانسیلی برابر با پروتستانیسم مسیحی/ همان بلایی را که پروتستان­ها بر سر مسیحیت کاتولیک آوردند می ­خواهند بر سر اسلام بیاورند.

این پژوهشگر افزود: اسلام رحمانی مبانی تئوریک دینیِ قابل توجه ندارد و بیشتر یک شبهه­ عملی است تا علمی. اسلام رحمانی مبانی علمی و فکری محکم ندارد، یعنی برآمده از اجتهاد روش­مند و مقبول و نظریه­ های اسلام ­شناسی نیست. به همین علت، عمل­ گرایی در آن شدید است و گاه تا ۱۸۰ درجه چرخش فکری و عملی دارد.

انگیزه های میدانی مدعیان اسلام رحمانی

وی تقابل با اسلام سیاسی و انقلاب اسلامی را از مهمترین انگیزه ­های میدانی اسلام رحمانی دانست و اظهار داشت: برخی در داخل ایران اسلام رحمانی را به عنوان اهرم فشار بر رهبری استفاده می ­کنند تا بر اندیشه و سیره­  انقلابی­ گری، سازش ناپذیری، اسلام مقاومت و مواضع ضداستکباری ایشان تأثیر بگذارند و تا جای ممکن از آن بکاهند. آن گاه راه مصالحه با غرب هموارتر می ­شود و لیبرالیسم و سکولاریسم و سرمایه داری نهادینه می­ گردد.

اسلام رحمانی و هدف گرفتن حوزه­ انقلابی

نویسنده کتاب «اسلام رحمانی؛ تحلیلی بر مبانی و مولفه ها» گفت: اسلام رحمانی در یکی از جدی ­ترین عرصه­هایی که گام نهاده و توان خویش را تجربه می ­کند، حوزه­ های علمیه است. مهمترین ایده­ ای را که قرائت رحمانی در حوزه­ های علمیه دنبال می­ کند، هدف قرار دادن اندیشه­ انقلاب و به اضمحلال کشاندن آن است. تأثیرگذاری بر تفکر و روحیه­ انقلابی در حوزه­ ها می­تواند مهمترین دستاورد اسلام رحمانی در این نبرد نوظهور و سرنوشت ­ساز باشد. طراحان و نظریه ­پردازان رحمانی به خوبی اهمیت این معارضه را دریافته­ اند و تأثیر بنیادین آن بر سرنوشت انقلاب و نظام را برآورد کرده ­اند. نفوذ در حوزه­ ها لیک با عناوین مختلف، راهبرد متفکران مرکزی رحمانی است و راه مقابله با آنها هم تقویت روحیه انقلابی در حوزه های علمیه است که بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب هم بوده است.

وی گفت: مطالعه­ جریان­ های فکریِ زنده و حاضر در حوزه ­ها نشان می ­دهد که رحمانی ­اندیشی و بی تفاوتی در حوزه­های علمیه هم جا باز کرده و طرفدارانی یافته. حتی برخی از فقها و مدرسان حوزه را نیز به وادی متناقض اسلام رحمانی کشانده، در حالی که فقه هرگز اسلام رحمانی را که از بیخ و بُن نافی شریعت و حدود الهی است، برنمی­تابد.

حجت الاسلام علی پور وحید اندیشه­ رحمانی را یکی از مهم ­ترین آسیب­های حوزه­ انقلابی دانست و گفت: اسلام خنثی و بی ­تفاوت نسبت به حوادث جاری ایران و جهان، اسلام خاموش نسبت به بی عدالتی­های ملی و بین­المللی، اسلام متمایل به رفاه و اشرافیت­زدگی و عافیت طلبی و ساکت نسبت به جریان اشرافیت طلب در میان مسئولان، باعث اضمحلال و استحاله­ تدریجی اسلام و انقلاب خواهد شد و بساط انقلاب را از حوزه­ ها برخواهد چید.

اسلام رحمانی و پروژه نفوذ فکری و فرهنگی دشمنان

پژوهشگر فلسفه و کلام جدید گفت: رابطه­ اسلام رحمانی با نفوذ دشمن و زمینه­ سازیِ اسلام رحمانی برای نفوذ را در چند ساحت متفاوت می ­توان ترسیم کرد: در ساحت فرهنگی: اسلام رحمانی هیچ اعتقادی به حمله­ فرهنگی دشمن و تهاجم فرهنگی ندارد، بلکه سیلِ مخرب و ویرانگرِ فکری و فرهنگی دشمن سوی ایران و جهان اسلام را تعامل با دنیا و تعامل با جهان آزاد و مدرن می­ داند. از این رو نه اعتقادی به ایستادگی دارد و نه توصیه به مبارزه می­ کند. سیاست تساهل و تسامح بر دستگاه رحمانی نسبت به فرهنگ مهاجم حاکم است.

 وی در ادامه گفت: در ساحت علوم اسلامی و انسانی هم اسلام رحمانی دروازه ­ای وسیع در حوزه­  علوم اسلامی و انسانی برای نفوذ بیگانگان است. در ساحت سیاسی، نظریه­ مدارا و صلح کل با جهان، تفاهم با قدرت­های بزرگ و سازش با کدخدای جهانی به راحتی می­تواند زمینه­ ساز رخنه­  دشمن شود. در عرصه­ اقتصاد نیز آرمان نهاییِ نظریه­ رحمانی تبدیل ایران به یکی از کشورهای اقماری نظام سرمایه ­داری و انحلال و هضم شدن در لیبرالیسم اقتصادی جهانی است. هدف نهاییِ اسلام رحمانی، جهانی شدن است و به نظریه­ای مستقل و متفاوت از اقتصاد لیبرال باور ندارد. این تز انفعال و تسلیم در برابر اقتصاد مقاومتی می­ایستد که فقط به اتکای داخلی و استقلال و نوزایی درونی تأکید دارد.

شیوه های عملیاتی نفوذ رحمانی در جامعه

این نویسنده و پژوهشگر با طرح این سئوال که نفوذ رحمانی با چه شیوه­ هایی عملیاتی می­شود؟ گفت: جریان نفوذ همه­ تلاش خود را می­ کند تا حاکمیت و حکومت را تغییر دهد. این تغییر گاه همراه با حذف و گاه با تغییر عقاید و افکار و گاه با تغییر در مسئولان و رهبران همراه است. از دیگر اهداف نفوذی­ها، تغییر فلسفه و سبک زندگی اسلامی و قرآنی است. استحاله­ اسلام ناب محمدی و تبدیل اسلام به دینی که جامه­ اسلام بر تن دارد و باطنش شیطان است؛ همانند قرآنی که معاویه و عمرو عاص بر نیزه کردند که مهمترین مقدسات مسلمانان را برای اجرای نیرنگ خود به خدمت گرفتند.

اهداف اسلام رحمانی

وی در پایان، تأمین ایدئولوژیک اپوزیسیون، کنترل نفوذ روزافزون اسلام ناب و انقلاب اسلامی، پشتیبانی فکری از گفتمان سازش با استکبار، فتح نرم و فرهنگی سنگرهای انقلاب، سکولاریزه کردن دین، لیبرالیزه کردن اسلام، حذف شریعت و مناسک و جایگزینی آن با معنویت ­های فردی و درونی، خلع سلاح اسلام سیاسی و انقلابی و سیطره­  سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی بر ایران و جهان اسلام، خلق اسلام خنثی به عنوان رقیب و جایگزین برای اسلام مقاومت در داخل جهان اسلام، هضم تدریجی فرهنگ دینی و ملی مسلمانان در مدرنیسم و حاکمیت تفکر جهانی بر اسلام و جوامع اسلامی برای بیرون کردن اسلام از صحنه­  رقابت با اندیشه­  غربی، به بن ­بست کشاندن ایده­  تمدن نوین اسلامی با همسو کردن فرهنگ اسلامی و غربی، سَرخورده کردن جوامع اسلامی و قبضه­  سرمایه‌ های ملت ­های مسلمان، ترویج اسلام اشرافیت و سرمایه داری و عافیت طلب، خلق اسلام بی­ خطر برای دشمنان و استحاله­ فکری و فرهنگی جوامع اسلامی را از جمله اهداف اسلام رحمانی برشمرد.

معرفی کتاب «اسلام رحمانی»

گفتنی است کتاب «اسلام رحمانی؛ تحلیلی بر مبانی و مؤلفه­ها» توسط دفتر نشر معارف، زمستان سال گذشته در ۴۸۰ صفحه منتشر شده.کتاب در پنج بخش تهیه و تنظیم شده است:

بخش اول، کلیات است که تعریف و پیشینه­ اسلام رحمانی را پوشش می ­دهد.

بخش دوم، جریان ­شناسیِ اسلام رحمانی را سامان می ­بخشد و بر آن است که پایه ­های اجتماعیِ اسلام رحمانی و تیپ فکریِ نظریه ­پردازان و دغدغه­ داران آن را بررسد.

بخش سوم، اصول و مؤلفه ­های ماهیت ­ساز اصول رحمانی را می ­کاود و می­ کوشد ویژگی ­های جوهریِ این گفتمان را جمع آورد.

بخش چهارم، مهم­ترین استدلال­ها و استنادهای این قرائت را پیش می ­نهد.

بخش پنجم نیز نسبت ­سنجی است میان اسلام رحمانی و اسلام وحیانی که با عرضه­ اسلام رحمانی به قرآن، سیره­ انبیاء و اولیاء، سنن الهی، و آرای اندیشمندان مسلمان، تراز همسویی آنها را محک می ­زند.

لازم به ذکر است که از مقاله اسلام آمریکایی و اسلام ناب در اندیشه امام (ره) منتشر شده در سایت مشرق با شناسه کد خبر: ۴۳۰۰۹۷تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۱در حد نقل به مضمون با یکسری تغییرات بهره برداری شده است . http://www.mashreghnews.ir/fa/news/430097/

 

الاحقر سید مختار موسوی

پاورقی ها ومنابع ومآخذ :


[1] http://shojapourian.ir/?p=1256

2 ـ گردانندگان سیاست بندگان، این تعبیر در «زیارت جامعۀ کبیره» وارد شده است. مفاتیح‌الجنان، ص ۳۷۰.

3 ـ شیر دادن.

4 ـ نهج‌البلاغه، نامۀ ۵۳.

 

[6] صحیفه امام خمینی » جلد ۲۱ » صفحه ۲۲۵

[7] و8 و9 سایت رسمی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) تهران http://rjqk.atu.ac.ir/article_1859.html  مقاله بدعدت های دینی از نگاه قرآن . به قلم  عباس اشرفی  استاد یار دانشگاه علامه طباطبایی تهران و نرجس جمال امیدی کارشناس ارش علوم قرآن وحدیث

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
https://telegram.me/rahyabnews_channel
r_sar_karikator
نظر شما
l_rsar1
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
https://telegram.me/rahyabnews_channel
br_box_ltab
bl_box_ltab
https://telegram.me/rahyabnews_channel
br_box_ltab
bl_box_ltab
https://telegram.me/rahyabnews_channel