r_dakheli sp_dakheli
به‌روز شده در: ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - ۱۶:۵۹
l_dakheli
کد خبر: 137100
2017 July 17 - ۱۰:۳۷ - ۲۶ تير ۱۳۹۶ تاریخ انتشار:
روایت حماسه نابغه اطلاعات عملیات شهید علی چیت‌سازیان؛
با حسرت می گفت: «با اون پای شکسته کجا رفته؟ اگه مادر باشه و بچه هاش منتظر، کی به بچه هاش شیر می ده؟» این ها را که می گفت، بغضش می ترکید.
به گزارش رهیاب: شب بود و من و علی آقا پشت تویوتا شانه به شانهٔ هم چرت می زدیم تا برسیم به اهواز که ناگاه صدای ترمز با ناله یک حیوان قاطی شد و چرت ما هم پرید.
علی آقا خواست به راننده تشر بزند که چشمش به روباهی افتاد که لنگ لنگان لابه‌لای علف ها رفت و گم شد.
توی تاریکی با علی آقا و راننده رد روباه را می‌جستیم اما انگار آب شده و رفته بود تو زمین.
باورم نمی شد.


صدای گریهٔ علی، من و راننده را شرمنده کرد که از سوار شدن حرفی بزنیم.
با حسرت می گفت: «با اون پای شکسته کجا رفته؟ اگه مادر باشه و بچه هاش منتظر، کی به بچه هاش شیر می ده؟» این ها را که می گفت، بغضش می ترکید.
شب از نیمه گذشته بود. بچه‌ها توی خط فاو منتظر علی بودند و او توی بیابان اطراف اهواز به دنبال یک روباه پا شکسته!

منبع: دلیل ص۱۳۶

مشرق

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
https://telegram.me/rahyabnews_channel
r_sar_karikator
نظر شما
l_rsar1
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
https://telegram.me/rahyabnews_channel
br_box_ltab
bl_box_ltab
https://telegram.me/rahyabnews_channel
br_box_ltab
bl_box_ltab
https://telegram.me/rahyabnews_channel