r_dakheli sp_dakheli
به‌روز شده در: ۲۷ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۰۰
l_dakheli
کد خبر: 138154
2017 August 04 - ۲۱:۲۳ - ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ تاریخ انتشار:
یادداشت/ سید شکرخدا موسوی
سید شکرخدا موسوی، نماینده مردم اهواز در مجلس نهم در یادداشتی اختصاصی برای رهیاب به بررسی چالش‌های پیش روی شورای شهر جدید اهواز پرداخته است.

رهیاب؛ سید شکرخدا موسوی: در ابتدا لازم می دانم از لطف و حسن توجه همه عزیزانی که نسبت به بنده حقیر ابراز محبت داشته و با توجه به شایعات مطرح شده در فضای مجازی و محافل دوستانه با موضوع شهردار شدن اینجانب با شناخت و با آگاهی کامل از مشکلات کلانشهر اهواز از این موضوع دفاع کرده اند تقدیر و تشکر نمایم و به عرض برسانم بنده شخصا هیچگاه تمایلی به قرار گرفتن در کسوت شهرداری اهواز نداشته و ندارم و هیچگونه رایزنی با هیچ یک از منتخبین شورای پنجم اهواز به گواه خود این عزیزان نداشتم و این گونه رفتار را که قبل از این و در ادوار گذشته پیش آمده و خاطره ی خوبی از آن در اذهان مردم عزیز اهواز نیست را به صلاح شهر و شهرداری نمی دانم و معتقدم منتخبین مردم می بایست در فضایی کاملا آزاد و با بررسی های کاملا دقیق و کارشناسانه به نتیجه ی مطلوب برسند.

بنده در طول 32 سال خدمت در نهاد مقدس سپاه پاسداران و در دوره نهم مجلس که خادم مردم در خانه ملت بودم هیچگاه برای کسب پست و مقام و جایگاه به احدی متوسل نشدم و نخواهم شد ، و البته همیشه مطیع اوامر فرماندهان و همرزمان با بصیرت و ولایتمدارم بوده ام ، و نمونه بارز آن هم دوره نهم و دهم انتخابات مجلس بود که علیرغم مخالفت شدید خود و خانواده ام بنا به تکلیف همین بزرگواران ورود و ثبت نام کردم.

بنده به عنوان یکی از فرزندان خوزستان و به عنوان معین جمنای(جبهه مردمی نیروهای انقلاب) کشور در خوزستان به عزیزان جمنای شورای پنجم عرض می کنم که اگر نبود برنامه ریزی و همت نیروهای ارزشی ، بسیجی و مومنین انقلابی قطعا هیچیک از شما امروز در شورای شهر حضور نمی داشتید و لذا هشدار می دهم که مراقب باشید در دام صیادان منفعت طلبی که جز منافع خود به چیز دیگری فکر نمی کنند گرفتار نشوید.

شورای پنجم نباید مجال دهد به زالو صفتانی که در کمین نشسته اند تا خون این مردم بیچاره را بمکند و سیاسیونی که تحت عنوان فلان جریان سیاسی برای رسیدن به منافع مالی خود در پشت پرده صحنه گردانی می کنند تا جایی که برای انتصاب افراد در پست های مدیریتی بنگاه معاملاتی باز کرده و کرسی فروشی می کنند.

متاسفانه سایه شوم آقازاده ها و جدیدا نوه زاده ها سالهاست دست از سر این مردم مظلوم بر نمی دارند و فاجعه بار تر آنکه در بسیاری از امور راست یا دروغ از جانب پدر یا پدربزرگ عزل و نصب یا توصیه ی به آن می کنند.

فاجعه ی دیگر در کلانشهر اهواز وجود شرکتهای بزرگ نفتی و صنعتی است که آلاینده هاشان ریه ی مردم اهواز را می آزارد و گلویشان را تا سرحد مرگ می فشارد و مدیران این شرکتها برای خوش خدمتی به مرکز و وزرا حاضر به پرداخت مالیات بر ارزش افزوده و عوارض شهرداری هم که حق مردم این شهر است نیستند و در عوض آن برای مدیرانی که حقوق بالای بیست میلیونی می گیرند شهرکها و مکانهایی ساخته اند که با بهشت رقابت می کند و خود در باغ ویلاهای هزار و دوهزار متری زندگی می کنند ، اما متاسفانه کمی آنطرف تر سرگرمی فرزندان مردم مظلوم اهواز که گاهی نان شب ندارند ، قایق بازی در فاضلابهای از چاه بیرون زده است.

اینجاست که یک شهردار قدرتمند با پشتوانه قانون و مردم می تواند بر خورد مقتضی را با این شرکتها داشته باشد .

اهواز تنها يك شهر و كالبد متشكل از سيمان و آهن و آجر و فقط يك نقطه كانوني بر روي نقشه جغرافيايي و يك قسمت از تقسيمات كشوري نيست، اهواز قلب ايران بزرگ و يادگار خون هاي پاك، اشك هاي زلال و رنج هاي بي مثال مردان و زنان نيك نهاد و پاك سرشت و خداجويي است كه در طول تاريخ پُر عظمت اين ديار كوشيدند بيرق اسلام خواهي، حق طلبي و استقلال طلبي اين سرزمين را در طوفان كينه ها و غوغاي فتنه ها همچنان به اهتزاز درآورند.

اهواز شهر شهرهاست. و قلب ايرانيان براي او مي تپد، اما افسوس و هيهات از قصه پرُ غصه اين شهر كه با مظلوميت، محروميت و تبعيض و بي عدالتي نوشته شده است.

افسوس كه شهر ما اسير تناقض هاي فراوان است، ثروتمندِ فقير، سيرابِ تشنه، اين است واقعيت حالِ اهواز.

بديهي است نگاه صنعت محور، بلاي خانمان سوز نفت، تبعيض و بي عدالتي صنايع ملي، دستكاري هاي صورت گرفته انساني در محيط زيست و اكوسيستم طبيعي استان و برخي اشتباهات فرزندان اين استان در ايجاد تراژدي تلخي كه اين روزها در خوزستان و مركز آن يعني شهر اهواز جريان دارد نقش داشته است.

از اين منظر است كه باور دارم همه فرزندان خوزستان از هر قوم و منطقه بايد از خود بپرسند براي رفع مشكلات استان و زدودن محروميت از چهره آن چه قدم يا قدم هايي برداشته اند؟

بنده با گوشت و پوست و استخوان خود محروميت هاي ديرپاي اهواز را مي شناسم، و به قدر وسع و توان خود براي رفع آن ها كوشيده ام و معتقدم اهواز عزيز داراي مزيت هايي چنين است:

اول؛ نيروي انساني نخبه، فرهيخته، متدين و كارآمد كه نياز اين استان و بلكه جنوب كشور را از مديران كاربلد برطرف مي سازد، از اين روست كه مديريت غيربومي، مديريت فسيل شده و اتوبوسي را بزرگ ترين جفا در حق مردم شهر اهواز مي دانم كه صاحب چنين ثروت عظيم انساني متشكل از اقوام مختلف هستند و در آتش تبعيض و مافياي مديريتي و چرخه بسته و معيوب مديريت در استان مي سوزند.

دوم؛ مبتني بر شناخت و مطالعه دقيق مي گويم كه منابع و ثروت هاي خدادادي نهفته و به وديعه گذاشته شده در استان و به ويژه شهر اهواز با كمتر نقطه اي از ایران بلکه دنیا شباهت دارد، ذخاير عظيم نفت و گاز، آب هاي روان و اكوسيستم طبيعي، معادن، مراكز متعدد توليد انرژي و مجاورت با كشورها و استان هاي متعدد، بنادر و چهار فصل بودن در همه زمان هاي سال اين استان و شهر اهواز را به يك نمونه بديع و بي بديل تبديل ساخته است.

سوم؛ تاريخ و فرهنگ غني و ديرپاي اهواز چه در دوره پيش از اسلام و چه در دوره درخشان پس از اسلام، اهواز را شهري برآمده از هزاره هاي باستاني و شكوفايي هنر، فرهنگ، ارزش ها و تاريخ اسلامي بدل نموده است، تا جايي كه اهواز به عنوان دروازه ورود تشيع به ايران عزيز يك دالان معنوي تمدني براي همه اعصار محسوب مي شود و آرامگاه علي بن مهزيار، حوزه هاي علميه لبريز از استعداد كه نقش مهمي در توليد متون مذهبي در قرن هاي اخير داشته اند، دانشگاه هاي بزرگ و مادر كه هزاران نفر متخصص را در طول سال آماده مي سازند از جمله مظاهر اين ظرفيت فرهنگي در شهر اهواز هستند. ظرفيت هايي كه هنوز هم در اعماق معادن استان مانده و بدون استفاده باقي مانده است.

چهارم؛اهواز دروازه ورود تمدن جديد به ايران معاصر است. شهر اولين ها كه يكي از صنعت شهرهاي ديرپاي جهان جديد است. ده ها صنعت بزرگ و مادر و كهنسال از فولاد و شمش و پايين دستي پتروشيمي و صنايع تبديلي نفتي در اين شهر به فعاليت مشغول است و شوربختانه نه تنها اين صنايع و كارتل هاي بزرگ، كمترين نقش را در كاهش آلام و تحقق آمال مردم اهواز ندارند كه خود مانند سال هاي جنگ، زيرساخت هاي اين شهر را از بين برده و نابود كرده اند.

... اين سياهه مي تواند شامل ده ها مولفه باشد اما چه سود كه حاصل، يك روستای بزرگ و بي قواره است كه تنها ياس و نااميدي توليد كرده و موجب مهاجرت ده ها هزار نفر و زندگي سخت صدها هزار نفر ديگر شده است، اهوازي كه علي القاعده مي بايست پيشرو در رفاه باشد امروز تابلو تمام نماي محروميت به ويژه در عمران شهري است.

هميشه با خود در اين انديشه بوده ام كه گره كور توسعه اهواز را مي توان گشود، پتانسيل هاي اهواز را مي توان بالفعل كرد، از طوفان محروميت هاي اهواز مي توان گذشت، عقب ماندگي هاي گذشته را مي توان جبران نمود.

اما به راستي چگونه؟

تنها راه نجات این شهر سپردن سکان مدیریت شهر به فردی انقلابی ، جهادي، با صداقت در گفتار و عمل و برنامه محور بودن است؛ و این اسم رمز عبور از بحران پيش روي اهواز است.

مديريت جهادي يعني تلاش شبانه روزي، يعني رفع تبعيض و عدالت گستري، يعني گذر از قبيله گرايي سياسي و تبارگرايي، يعني توجه به نيروهاي اصيل بومي، يعني جلب توجه مركز و تغيير نگاه مركز، يعني بسيج همه امكانات، يعني توجه به قدرت درون زاي داخلي و تلاش براي تسهيل سرمايه گذاري و در يك جمله، كم حرفي و عمل.

يعني همه مردان و زناني كه دل در گرو آبادي و توسعه استان دارند در كنار هم براي توسعه اهواز به خط شود، يعني حجازی و مقتدايي و حسيني و موسوي و رضايي و شمخاني براي رفع مشكلات اهواز در يك جبهه بجنگند، مثل سال هاي جنگ تحميلي كه همه در يك صف و سنگر بوديم.

آيا ناكارآمدي داخلي اثري كمتر از تهاجم خارجي دارد؟

امروز يكي از پيچ هاي حساس اهواز، مساله مديريت شهري است، چالشي كه پيش روي شوراي پنجم است، شورايي كه با تركيبي ارزشي، متخصص و دلسوز اميدهاي زيادي براي توسعه اهواز آفريده است.

فلذا همواره معتقد بوده ام يك شوراي پويا، منتقد و دلسوز مي تواند راه توسعه شهر را بگشايد و به پيش رود.

از همين رو توصیه می کنم اين شورا نيز با درك موقعيت حساس كنوني اهواز و شرايط خطير شهروندان، آستين همت و كار را بالا زده و از همه توان نيروهاي استان بهره برداري نمايد.

معتقدم رسالت همه متنفذان خوزستاني، كمك به شوراي جديد است تا اين شورا در انتخاب حساس شهردار و برنامه ريزي براي ساختن شهر به سرمنزل مقصود برسد.

به همين دليل پس از مطرح شدن نام اين سرباز بي منت مردم براي خدمتگزاري در نهاد مديريت شهري و فعاليت در شهرداري اهواز توسط برخي فعالان سياسي و تحليل گران مسايل شهري، اولا تا كنون هيچ گونه رايزني و لابي در اين خصوص نداشته ام، ثانيا در موارد متعددي كه طرف مشورت بوده ام افرادي چون آقايان دکتر حجازي، دکتر مقتدايي، سيد خلف موسوي ، دکتر سیدکریم حسینی ، دکتر طباطبايي و سایر دوستان را معرفي نموده ام.

گر چه اينجانب نيز آمادگي خود را براي ياري رساندن و همفكري با اعضاي محترم شورا اعلام مي كنم و علاقه مند به موفقيت شوراي پنجم هستم و همچنان معتقدم شوراي جديد مي تواند از ميان استانداران، نمايندگان، شهرداران سابق و حتي شهردار كنوني به انتخابي خوب برسد، انتخابي كه در صورت برنامه محوري شورا و شهرداري، وحدت كلمه و شايسته سالاري و استفاده از همه توان نخبگان علاقمند به توسعه شهر، گل اميد را در زمين شهرمان شكوفا مي سازد.

لذا تاكيد مي كنم، اهواز در سايه همدلي شوراييان، تعامل و برنامه محوري مديران شهرداري، حمايت مركز، دولت، قواي مقننه و قضاييه، سيستم بانكي، وزارتخانه ها و همه دستگاه هاي اجرايي مستقر در استان از استانداري تا ادارات كل و مطالبه گري و مشاركت عمومي شهروندان در تصميم سازي ها ساخته خواهد شد و با وضعيت فعلي اين شهر، بايد گفت ديگر هيچ فرصتي براي آزمون و خطا و تفرقه و سياسي كاري وجود ندارد.

و اما سخن آخر :

برادران بزرگوار شورای پنجم اهواز ، با توجه به اینکه شما عصاره افکار هزاران انسان فهیم و انقلابی هستید و به فضل پروردگار باید فعالیت خود را بزودی و منطبق بر معیارهای ارزشی و انقلابی آغاز نمایید انتظار می رود با حذف همه ذهنیات گذشته در خصوص مسائل سیاسی ، اجتماعی و ... طوری عمل نمایید که در پیشگاه مردم مومن و انقلابی اهواز سر افراز و سربلند و نزد خداوند منان رو سفید باشید .

ان شاالله

سید شکرخدا موسوی

۱۳ مرداد ۱۳۹۶

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
https://telegram.me/rahyabnews_channel
r_sar_karikator
نظر شما
l_rsar1
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
https://telegram.me/rahyabnews_channel
br_box_ltab
bl_box_ltab
https://telegram.me/rahyabnews_channel
br_box_ltab
bl_box_ltab
https://telegram.me/rahyabnews_channel