r_dakheli sp_dakheli
به‌روز شده در: ۰۸ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۶:۱۹
l_dakheli
کد خبر: 164063
2020 January 04 - ۰۸:۱۳ - ۱۴ دی ۱۳۹۸ تاریخ انتشار:
اینجا خوزستان است، سرزمین داغدیده‌ای که هنوز عطر نفس‌های سردار اسلام در روزهای جنگ و سیل از مشامش نیفتاده است.
به گزارش رهیاب خیل جمعیت کوچه به کوچه به هم گره می‌خوردند تو گویی همه گمشده‌ای دارند که نشانی‌اش در حسینیه ثارالله است، آشوب دل‌های مردم آرامی نداشت، سینی‌های خرما با اشک دست به دست می‌شد، رنگ عزا بر تن همه نشسته بود و رد اشک‌ها بر گونه‌ها بیقراری میکرد.

دقایقی چند از مراسم نگذشته بود که صدای هلهله زنان و زجه مردان به آسمان رسید، همه آمده بودند تا اللهم تقبل منا هل قربان بخوانند.

 

مردی سینه جمعیت را شکافت و با دو دست بر سر میکوبید مانند پدری که داغ فرزند دیده باشد، بانویی دستانش را مشت کرده بود و با فریاد لبیک یا حسین بر سینه میکوفت شاید میخواست قلبش را که تا کنده شدن از سینه فاصله‌ای نداشت آرام کند.

همه چشم‌ها به تابوتی دوخته شد که برای آرامِ خاطر مردم بر دست جوانان بالا گرفته شده بود، مادری همانطور که نوزادش را به آغوش کشیده بود " بمیرم برای دخترت سردار" ‌میگفت، براستی که مُردن برای رفتن چونان پدری کم است، سرداری که نامش دارِ لرزه‌افکن بر سرهای مستکبر طواغیت بود.

 

اهوازی‌ها در حسینیه ثارالله مشت گره کردند و با سلام بر حسین، شهیدشان را به شهید کربلا سپردند، مداح " تو رفتی سردار، وطن غوغا شد" را که گفت زجه‌ها پیرهن شکافت و مرز آسمان را رد کرد.

اینجا خوزستان است، سرزمین داغدیده‌ای که هنوز عطر نفس‌های سردار اسلام در روزهای جنگ و سیل از مشامش نیفتاده است، اینجا همه داغدارند اما لبیک یا حسین را در امتداد مسیر سردار از دهان نمی‌اندازند، اینجا خوزستان است، سرزمین لبیک یا حسین‌های جاوادنه، سرزمین مردمی که به خون شهدا قسم یاد کرده‌اند که هرگز ذلت را نخواهند پذیرفت و در برابر ظلم ظالمین سکوت نخواهند کرد، اینجا خوزستان است.

منبع: فارس
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
https://telegram.me/rahyabnews_channel
r_sar_karikator
نظر شما
l_rsar1
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد