r_dakheli sp_dakheli
به‌روز شده در: ۲۶ دی ۱۳۹۹ - ۲۰:۰۷
l_dakheli
کد خبر: 171078
2021 January 06 - ۰۱:۲۹ - ۱۷ دی ۱۳۹۹ تاریخ انتشار:
قرائت های رسمی از شخصیت های موثر سیاسی اجتماعی، حجابی می شود برای حقیقت لطیف و دوست داشتنی شان؛ از این رو در این یادداشت به ۳ خاطره از آیت الله مصباح یزدی که علم و عمل خود را وقف انقلاب کرده بود؛ میپردازیم.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی رهیاب، قرائت های رسمی از شخصیت های موثر سیاسی اجتماعی، حجابی می شود برای حقیقت لطیف و دوست داشتنی شان؛ از این رو بد نیست به جای یادداشتی رسمی و خشک، با بیان ۳ خاطره از مردی که علم و عمل و آبرویش وقف اسلام و انقلاب بود، اندکی او را بهتر بشناسیم:

اول؛ آداب عشق و بندگی
ادب و تواضعی دیدنی و شنیدنی داشت؛ درخت پربار معرفت بود که افتادگی بی نظیرش مایه دریافت فیض بی حدی از حق‌تعالی شده بود.

اسم آن شب ها را بعدتر و در میان خاطره ها گذاشتیم: شب های ضریح؛ شب های پرنوری که اهواز میزبان ضریح مطهر سیدالشهداء علیه السلام بود و آنقدر شور و شوق در چشم و دل ها بود که گویی کربلا را به شهر ما آورده بودند.

خاطره اش فراموش شدنی نیست؛ یکی دو ساعت قبل از فلکه فرودگاه اهواز، دقیقا همین جایی که الان یادبود حاج قاسم نصب شده است، منتظر بودیم تا ضریح از راه برسد... بعد هم پیاده و پا برهنه راه افتادیم پشت سر ضریح مطهر تا ورودی مصلی که محل توقف ضریح اعلام شده بود...

جمعیت منتظر بود و تقریباً وقت نماز مغرب شده بود؛ به همراه جمعی از اساتید و علما، در مصلی نماز را خواندیم و در راه برگشت به سمت ضریح، شخصی از تبرک جستن به این ضریح سوال پرسید...

خواستم جواب بدهم که یکی از اساتید خاطره جالبی از آیت الله مصباح که حالا باید بگوییم رحمت الله علیه، نقل کرد:

بعد از پایان ساخت ضریح مقدس در قم، علما یک به یک برای بازدید و زیارت و تبرک می آمدند و تصاویر و عکس علما در کنار شش گوشه ی نو که هنوز نصب نشده بود منتشر می شد...

آن روز ما هم برای تبرک به ضریح مبارک به مدرسه معصومیه قم رفته بودیم که آیت الله مصباح هم تشریف آوردند؛ بعد از سلام و تبرک، یکی از طلاب خواست از ایشان عکسی بگیرد؛ ایشان قبول کردند اما نحوه ایستادن شان طوری بود که ضریح در تصویر نمی افتاد...

وقتی از ایشان خواستند کنار ضریح بایستند تا عکسی از ایشان بگیرند، جواب دادند: بنده به این ضریح  ( با اینکه هنوز بر قبر مطهر سیدالشهداء نصب نشده) پشت نخواهم کرد.

دوم؛ میراث دار بهجت عارفان

مدتی پس از رحلت آیت الله العظمی بهجت، حاج آقا صدیقی برای چند منبر و برنامه مختلف به اهواز تشریف آورده بودند؛ به واسطه لطف یکی از اساتید از اول صبح تا نزدیک عصر همراه ایشان بودیم.

کمی قبل از نماز ظهر، فراغتی حاصل شد و وقت استراحتی؛ جمعی از طلاب روحانیون و مسئولان نهاد و عقیدتی سیاسی و... جمع شده بودند کنار حاج‌آقا صدیقی و سوالات اخلاقی شخصی و عمومی می پرسیدند...

در بین سوال ها، یکی از آقایان سوالی پرسید که همه برای شنیدن جوابش ساکت و سراپا گوش شدند: بعد از آقای بهجت، در اخلاق و عرفان چه کسی برای مراجعه و معالجه وجود دارد؟

آقای صدیقی اما بدون درنگ و با اطمینان جواب دادند: شهادت می دهم هیچ کس به اندازه آیت الله مصباح از مرحوم آقای بهجت در اخلاق و عرفان بهره مند نشدند...

و شاید در پاسخ به تعجب برخی حضار ادامه دادند: شاید آقای مصباح به فلسفه و سیاست معروف شده باشند اما در معرفت بهره بی نظیری از آقای بهجت برده اند و ایت الله بهجت نیز توجه ویژه ای به ایشان داشتند...

سوم؛ محبت پدرانه

زیارتم تقریبا تمام شده بود و میخواستم از پایین پا برگردم به سمت آزادی و نفسی تازه کنم و شاید کمی هم آب بخورم؛ دو سه قدمی که رفتم دیدم در کنجی نشسته، روی صندلی کوتاهی و آرام آرام زیارت نامه می خواند.

به دیدن کنج نشینی آیت الله مصباح عادت داشتم؛ در اکثر تصاویر حضورش در بیت رهبری نیز در کنج می نشست، جوری که انگار از به چشم آمدن و دیده شدن گریزان ست.

آرام رفتم و در جای خالی کنار صندلی نشستم؛ خیلی آهسته و با توجه زیارت نامه میخواند و تقریبا توجهی به اطراف نداشت... دلم را با زیارتش همراه کردم و صبر کردم تا حمد و ثنایش تمام شود.

به ضریح خیره شده بودم و حواسم نبود که زیارت خواندن حاج‌آقا تمام شده؛ اما حاج‌آقا که گویا متوجه شده بود بخاطر ایشان آنجا نشسته ام، با همان لحن آرام همیشگی گفت: سلام ، با بنده امری دارید؟ 

با اینکه زیارت شان طول کشیده بود و خستگی از احوال شان پیدا بود، تک تک سوالاتم را با حوصله جواب دادند؛ شیرین و ساده و قابل فهم؛ یاد روزهای نوجوانی افتادم که با پاسخ به شبهات پیرامون ولایت فقیه نوشته آقای مصباح دم‌خور بودیم...

 هنر می خواهد از شبهات ساده کوچه بازاری تا مسائل سخت فلسفی را ساده و روان جواب بدهی و از پاسخ دادن به هیچ کدام شان ابایی نداشته باشی.

آری، محمد تقی مصباح، قبل از علامه بودن در فلسفه و فقه، آیت حق در عرفان و اسوه اخلاق و مربی متخلق نفوس بود و قبل از تئوریسن انقلاب و مجاهد عرصه سیاست، در مبارزه با نفس خویش و دستگیری از نفوس مستعد پیشتاز و سرفراز بود...

انتهای پیام/
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
r_sar_karikator
نظر شما
l_rsar1
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
تلگرام داخل خبر
br_box_ltab
bl_box_ltab
اینستاگرام داخل خبر
br_box_ltab
bl_box_ltab
اینستاگرام داخل خبر