r_dakheli sp_dakheli
به‌روز شده در: ۰۲ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۹:۰۴
l_dakheli
کد خبر: 174359
2021 April 18 - ۱۴:۲۹ - ۲۹ فروردين ۱۴۰۰ تاریخ انتشار:
روز به روز تاریخ برای عبرت گرفتن است؛ فی‌الواقع در کلاس درس تاریخ تماشاچی صرف بودن، خسارت محض است.
محمدامین ناصرین: روز به روز تاریخ برای عبرت گرفتن است؛ فی‌الواقع در کلاس درس تاریخ تماشاچی صرف بودن، خسارت محض است. برای آن‌ها ‌که اهل عبرتند، خسارت محض یعنی دو تا چهار سال تحمل کردن برای رسیدن به نقطه‌ی کنونی، انتخابات هزار و چهارصد. حالا وقت آن است که شاگردان درس تاریخ جمهوری اسلامی ایران، همان هجده سال به بالاها،  نشان دهند که از هشت سال اخیر مملکت عبرت گرفته‌اند یا خیر، از دو انتخابات قبل عبرت گرفته‌اند یا خیر. نود و دو را که یادتان هست؟

وقتی که جلیلی و قالیباف مشغول یکدیگر بودند و پایداری و ناپایداری در حال چک و چانه زدن روی کوتاه آمدن یا کوتاه نیامدن، شیخ حسن با اسب بنفش خود از همه سبقت گرفت و کلید طلایی‌اش را به درب پاستور و انداخت و وارد شد. وارد شد و جوری از پشت درب را قفل کرد ‌که هر چه گفتند اعتماد به کدخدا ممنوع، هر چه گفتند تقویت اقتصاد داخلی، هر چه گفتند اقتصاد مقاومتی، به سیاست‌هایش راه پیدا نکرد. یادم هست دو شب قبل از انتخابات نود و دو، یکی از نخبگان فرهنگی شهرمان، با قاطعیت می‌گفت روحانی شاید به زور چهارم شود. نظر این رفیق ما، در آن مقطع نظر خیلی از حزب‌الهی‌ها بود.

گذشت و شیخ حسن چهار سال به روش سامورایی مملکت را اداره کرد یا شاید هم اداره نکرد و به نود و شش رسیدیم. درست در مقطعی که خیال می‌کردیم عملکرد فاجعه‌بار روحانی، ملت را مجاب به عدم حمایت از وی می‌کند، داستان تتلو و دیوارکشی را برای رئیسی و املاک نجومی و تخلفات شهرداری را برای قالیباف علم کردند. جبهه حزب‌الله هم که از نادیده گرفتن کاندیدای اصلاحات در دوره قبل عبرت نگرفته بود، باز هم وقت‌کشی کرد و خیلی دیر برای انصراف یکی از کاندیداها به نفع دیگری به جمع‌بندی رسید؛

صرف نظر از درست یا غلط بودن، به‌هرحال قالیباف به نفع رئیسی کنار کشید اما دیگر دیر شده بود و فرصت برای کار رسانه‌ای متمرکز کم بود. اینجا باز هم شیخ حسن بود که «علی برکت‌الله» گویان از رقبا سبقت گرفت تا برود و دوران فاجعه‌بار خود در پاستور را تکمیل کند. از چهار سال دوم روحانی بهتر است خیلی سریع عبور کنیم زیرا بیشتر مرثیه و روضه‌ی مکشوف از مصائب ملت ایران است. رسیدیم به هزار و چهارصد، جایی که باز هم بوی ساده‌انگاری به مشام می‌رسد؛

شاگردان کلاس درس تاریخ دارند تنبلی می‌کنند و انگار باز هم نمی‌خواهند عبرت بگیرند. این بار داستان کمی فرق هم کرده، حزب‌اللهی‌ها به جان خودشان افتاده‌اند، قالیباف را با عیسی شریفی می‌زنند، رئیسی را با تعیین تکلیف برای ماندن در قوه قضاییه، محسن رضایی را با تمسخر تعداد حضورش، محمد را با تخلف از قوانین سپاه و جلیلی را با اطرافیانش که البته برخی اطرافیانش خودشان منشا خودزنی هستند؛ غافل از اینکه اصلاحات و لیبرال‌ها پا پس نمی‌کشد و فضای فعلی جبهه حزب‌الله و نیروهای انقلابی، همان است که آن‌ها می‌خواهند.

ساده‌انگاری یعنی جمع‌بندی و اجماع را باز هم به روزهای آخر موکول کنی، ساده‌انگاری یعنی بهترین گزینه‌های موجود در جبهه خودی را تخریب ‌کنی و ساده‌انگاری یعنی حاضر نباشی برای دستیابی به نتیجه بهتر، از حمایت کاندیدای مدنظر دست برداری. اما سخن این است، مراقب باشیم این ساده‌انگاری منجر به ساده‌لوحی نشود؛ سید حسن خمینی که کنسل شد اما تعجبی ندارد اگر یکی مثل آذری جهرمی یا عارف را در این وانفسای قحط‌الرجال، رو کنند تا برایشان نقش «بتمن» را بازی کرده و قطارش را روی ریل‌های حسن روحانی راه بیاندازند.

درست همین حالا که مشغول زدن خودی‌ها هستیم و سرمان به خودمان گرم است، اتاق فکرهای «حسن روحانی‌ساز» مشغول ساخت و پردازش ترمیناتوری دیگر هستند. این بار اگر منسجم عمل نکنیم و از تاریخ عبرت نگیریم، از ساده‌انگاری به ساده‌لوحی رسیده‌ایم.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
r_sar_karikator
نظر شما
l_rsar1
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد
تلگرام داخل خبر
br_box_ltab
bl_box_ltab
اینستاگرام داخل خبر
br_box_ltab
bl_box_ltab
اینستاگرام داخل خبر