
فرازی از وصیتنامه شهید «غلامعباس عباسی مکوندی»؛
خدایا مرا از خودت دور نکن
شهید «غلامعباس عباسی مکوندی» در وصیتنامه خود نوشته بود: خدایا من هر بار سلام گفتم رو برگرداندم تو خود کمک کن تا به دنبال سلام بهسوی آنان روم مرا از در خانهات نران من بهسوی تو آمدم.
به گزارش شبکه اطّلاعرسانی «رهیاب»؛ شهید «غلامعباس عباسی مکوندی» در بیست و سوم دی ۱۳۳۵، در اهواز به دنیا آمد. پدرش برات، در شرکت نفت کار میکرد و مادرش جانی نام داشت. تا پایان دوره کارشناسی در رشته کشاورزی درس خواند. مسئول کارخانه سیمان بود. ازدواج کرد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. هجدهم بهمن ۱۳۶۱، در فکه به شهادت رسید. تاکنون اثری از پیکرش به دست نیامده است.
متن وصیتنامه شهید «غلامعباس عباسی مکوندی»:
بسمالله الرحمن الرحیم
السّلامُ عَلَیْکَ یا أباعَبدِ الله وَ عَلی الأرواح الَّتِی حَلَّتْ بِفِنائِکَ
سلام بر تو ای حسین ای زاده، زهرا ای فرزند حیدر ای شهید تنها ای شهید مظلومی شهید تشنهکام سلام بر تو و بر آنان که در رکابت به شهادت رسیدند و جان خود را فدای راه خدا کردند. السّلامُ عَلَیکُم یا أولیاء الله و أحِباتُهُ السّلامُ عَلَیْکُم یا أصفیاء الله و أودَاثَهُ، السّلامُ عَلَیْکُم یا أنصار أباعبدالله، السّلامُ عَلَیْکُم یا انصار امام خُمِینی
و سلام بر شما ای دوستان و محبان، خدا سلام بر شما ای برگزیدگان خدا برای شهادت، سلام بر شما ای یاران، حسین ای "که هل من ناصر ینصرنی حسین را در صحرای کربلا لبیک گفتید. سلام بر شما ای یاوران خمینی روح خدا ای یاوران خمینی این سلاله پاک ابراهیمی. خدایا من هر بار سلام گفتم رو برگرداندم تو خود کمک کن تا به دنبال سلام بهسوی آنان روم مرا از در خانهات نران من بهسوی تو آمدم بر راه شهیدان سلام، گفتم مرا از خودت دور مکن؛ اما خدایا، إلی کَیفَ أدعوک و أنا أنا وَکَیفَ أقطَعُ رَجائی مِنکَ وأنتَ أنتَ...
انتهای خبر/
درباره نویسنده
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!