
یادداشت؛
مکانیسم ماشه آئینه عبرت غربگرایان!
فعال رسانهای در یادداست خود نوشت: ماجرای مکانیسم ماشه نشان داد اروپا همواره دنبالهرو آمریکا است و هر بار با وعدههای توخالی ایران را در مسیر فشار و تحریم رها کرده؛ تجربهای که باید زنگ بیدارباشی برای غربگرایان داخلی باشد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطّلاعرسانی «رهیاب»؛ سید تاج الدین ایزدگشب، فعال رسانهای در یادداشتی برای «رهیاب» نوشت؛ در روزهای اخیر ماجرای جنجال برانگیز مکانیسم ماشه به شدت در فضای رسانهای کشور و حتی غربی داغ است و تحلیلهای فراوانی از اقدام سه کشور اروپایی یعنی انگلیس، فرانسه و آلمان مبنی بر جریمه سیاسی ایران به سبب پایبندی به تعهدات برجامی و حرکت در مسیر صلح آمیز هستهای در حال انتشار است که از جمیع جهات یک پیام ساده و روشن را مخابره میکند و آن این که غرب دنبالهرو آمریکاست و به خواست آمریکا و اسرائیل فشارهای تحریمی را علیه ایران وضع خواهند کرد.
بسیار مضحک است آنجا که آمریکا یک طرفه و بدون مشورت با همتایان اروپایی از برجام خارج و تعهدات بین المللی را زیر پا میگذارد اما همچنان از بیرون دایره برجام به طرفهای مقابل امر و نهی میکند و حتی به سه کشور اروپایی فشار میآورد از اهرم اسنپ بک یا بازگشت خودکار تحریمها علیه ایران استفاده نمایند.
پس از خروج یکطرفه آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و تحریمهای شدید ترامپ «که به معنی نقض واضح برجام توسط آمریکا بود»، ایران از اروپاییها درخواست کرد تا طبق تعهدات خود عمل کنند و منافع اقتصادی برجام را برای ایران تأمین کنند اما اروپاییها نتوانستند یا نخواستند در برابر فشارهای آمریکا مقاومت کنند و تعهدات خود را به طور کامل عملی نکردند در پاسخ، ایران به تدریج و طبق مفاد برجام، از برخی تعهدات خود فراتر رفت.
در این شرایط، آمریکا «که دیگر عضو برجام نیست» سعی میکند با فشار به اروپا از اهرم مکانیسم ماشه استفاده کند تا تحریمهای سازمان ملل را علیه ایران بازگرداند این اقدام از نظر حقوقی بینالمللی خلاف تعهدات برجامی است، زیرا ایران هیچ گاه از خطوط قرمز و تعهدات خود در برجام خارج نشد و اتفاقا فراتر از آن را در دستور کار خود قرار داد.
رهبر معظم انقلاب مهر سال ۱۳۹۸ خطاب به دولتمردان فرموده بودند: اروپاییها به رغم وعده های خود، عملاً به تحریمهای آمریکا پایبند ماندند و هیچ اقدامی انجام ندادند، بنابراین باید به کلی از اروپاییها قطع امید کرد.
این دور اندیشی میتوانست همان روزها چراغ راه دولت وقت باشد تا بدون صرف سالها مذاکره بیهوده و بدون نتیجه با طرفی که تماما از آمریکا حرف شنوی دارد و بدون اجازه از آنها حتی تصمیم مستقلی نمیتواند بگیرد، تمرکز خود را بر دیپلماسی منطقهای و کشورهای شرقی قرار دهد اما نه تنها دولت وقت به این حقیقت محض عمل نکرد بلکه پا را فراتر گذاشت و تعهدات دیگری را ذیل این قرارداد خسارت بار پذیرفت.
جالب اینجاست هنوز هم با وجود بدعهدی اروپا و آمریکا در موضوع برجام که آثار زیانبار آن اکنون پس از سالها بر گرده مردم هویدا شده است عدهای غربزده، ساده اندیش همچنان معتقد به نشستن بر میز مذاکره با طرف غربی هستند حال آنکه آمریکا و رژیم صهیونیستی جنایتی آشکار و در میانه گفتگو با ایران به خاک مقدس ایران تجاوز میکنند و صدها انسان بیگناه از جمله مقامات ارشد نظامی و دانشمندان هستهای ما را به شهادت میرسانند.
آیا این همه سند جنایت آشکار و بدعهدی غربیها برای غربگرایان کافی نیست تا بپذیرند که دیگر نمیتوان به آنها اعتماد کرد و با پیش کشیدن مجدد موضوع مذاکره پالس منفی به دشمن برای تجاوز مجدد و اعمال تحریمهای بیشتر چالشهای امنیتی و اجتماعی را برای کشور به وجود میآوردند.
مسلما اصلیترین درس برای جبهه غربگرای داخلی این است که نباید به وعدهها و تضمینهای کشورهای غربی، به ویژه اروپا، به عنوان عامل قابل اتکا اعتماد کرد چرا که اروپا هیچ گونه استقلالی در تصمیم گیری و ایجاد دیپلماسی جنگ ستیزانه ندارد.
در حقیقت اقدام سه کشور اروپایی در فعالسازی مکانیسم ماشه سند محکمی بر بیاعتمادی به غرب و لزوم تغییر راهبرد کلان دیپلماسی از غربمحوری به شرقمحوری و تقویت بلوکهای قدرت غیرغربی است. از این منظر، هرگونه تکرار چنین رویکردی «اعتماد به غرب برای مذاکره» نه تنها عبرتنگرفتن که سادهاندشی یا حتی خیانت تلقی میشود.
سید تاجالدین ایزدگشب، فعال رسانهای
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!